یک کرامت از حضرت بی بی حکیمه (س) به نقل از زائرین حرم

 

السلام علیک یا حضرت بی بی حکیمه (س)

10 ساله بودم که به همراه خانواده  و یکی ا ز دوستان پدرم برای زیارت به حرم حضرت بی بی حکیمه (س) آمد بودیم  ، دوست پدرم دختری داشت که از قدرت شنوایی و گویایی بی بهره بود  مادرش اون رو برد توی  ضریح  و به بی بی متوسل شد بعد از یک روز و شب دعا نذر و نیاز روز دوم نزدیکهای ظهر بود که صدای هلهله ای در بین حرم پیچید دیدم که دختر از بی بی شفا گرفته بود و از حول جمعیت اونو از قسمت مردانه روانه چادرمان  کردند . وقتی که داشتم از داخل حرم به طرف جمعیت می دویدم متوجه مادرم شدم که پیرمردی مسن داشت باهاش صحبت می کرد وقتی پیششان ایستادم پیرمرد بیان کرد  که داشته نماز می خونده  که دیده کبوتری سپید  در حرم به حرکت در می آید و به قسمت بانوان می رود و در همین حین صدای هلهله بلند می شود . از آن روز به بعد دختر خیلی راحت هم می شنید و هم صحبت می کرد .

/ 1 نظر / 9 بازدید
رضا

سلام خسته نباشید عالی