جضرت بی بی جکيمه (س)

 سلام به همه عزیزان همراه
این سری از عکس ها مربوط هست به امامزاده بی بی حکیمه خاتون (س) دختر امام موسی کاظم(ع) در شهرستان گچساران

 


ادامه مطلب

نویسنده : رامین چرومی - ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت

به گزارش خبرگزاری شبستان از یاسوج، مهندس منوچهر حبیبی، روزگذشته(26 مهر) در جلسه هماهنگی جشنواره رضوی شهرستان گچساران گفت: ائمه واسطه فیض هستند، چه در دنیا و چه در آخرت

وی افزود: ائمه در دنیا منبع نعمت، برکت، حجت و وصل هستند و در آخرت قطعاً اگر اینها شفاعت نکنند ما دچار مشکل خواهیم شد، لذا در بعد فرهنگی بزرگترین کار فرهنگی در پرتو عنایات این بزرگواران انجام می شود.

فرماندار گچساران در ادامه خاطرنشان کرد: نمونه عینی و ملموس آن این است که ما هر وقت دچار مشکل می شویم یا به تعبیری کم می آوریم به یاد حضرت بودن آنها می افتیم.

حبیبی، حضرت بی بی حکیمه (س) را آیینه تمام نمای عالی ترین جلوه های اخلاق و کرامات دانست و اظهار داشت: مرقد بی بی حکیمه نماد راستینی از دفاع از ارزش ها و پاسداری از حریم مقدس ولایت است.

به نقل از روابط عمومی فرمانداری گچساران، وی حضرت بی بی حکیمه(س) را سند دینی این شهرستان عنوان کرد و گفت: کرامات این بانوی بزرگوار به حدی است که هرساله تعداد زیادی از سراسر ایران و به ویژه از نقاط مختلف جنوب کشورهای حاشیه خلیج فارس برای زیارت مرقد مبارک امامزاده بی بی حکیمه (س) به این شهرستان سفر می کنند. 

در پایان شرح وظایف هر یک از دستگاه ها جهت هرچه باشکوه تر برگزارشدن جشن های دهه کرامت و جشنواره کرامات و فضایل بی بی حکیمه (س) مشخص و ابلاغ شد.

گفتنی است، مراسم تجلیل از برگزیدگان جشنواره عکس رضوی و دومین جشنواره "فضایل و کرامات بی بی حکیمه (س)"، چهارم آبانماه جاری با حضور برخی از مسئولان کشوری و جمعی از مردم و مدیران استان کهگیلویه و بویراحمد در جوار مرقد مطهر این بانوی بزرگوار در گچساران برگزار می شود.


نویسنده : رامین چرومی - ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت

 یکی از امامزادگان مورد توجه عام و خاص که از اقصی نقاط میهن اسلامیمان بویژه کشورهای حاشیه نشین خلیج فارس هر ساله بخصوص در فصول تعطیلات نوروزی هزاران مشتاق به حریم عصمت و ولایت را به سوی خود می کشاند آستانه مقدسه حضرت بی بی حکیمه(س) می باشد که در ضلع جنوبی فاصله یکصد کیلومتری شهرستان گچساران قرار دارد. بقعه متبرکه در موقعیت خاص جغرافیایی در میان دره هایی سر به فلک کشیده و نفت خیز قرار گرفته که در منطقه موردنظر حدود 120 حلقه چاه نفت وجود دارد. آن حضرت از کرامات بسیار بالایی برخوردار بوده بطوریکه هر ساله تعدادی از دردمندان و افراد بیمار و لاعلاج را شفا داده است. نسب امامزاده طبق اسناد و روایات مختلف از دختران بلافصل حضرت امام موسی بن جعفر(ع) می باشد. در سرگذشت حضرت بی بی حکیمه(س) دختر باب الحوائج امام موسی کاظم(ع) می فرماید در بعضی اخبار و روایات آمده که در زمان حکومت بنی العباس شدت عداوت و کینه بنی عباس علیه اهل بیت پیامبر(ص) اوج گرفت و شروع کردند به حمله و هجوم به خانه های بنی هاشم، همه از مدینه فرار کردند و روی به سوی ایران آوردند. شدت ظلم بنی عباس بحدی بود که جوانهای آنها را در هر کجا میدیدند، بقتل می رساندند، تا زمان ولایتعهدی حضرت امام رضا(ع) که بنی هاشم برای آزادی خود بطرف ایران آمدند پس از اینکه طبق تاریخ، حضرت امام رضا(ع) را با حیله به شهادت رساندند تمامی اهل بیت که به ایران آمده بودند. خود را گرفتار دیدند و از ترس دشمن پراکنده شدند و دشمن در تعقیب آنها روز بروز بر شدت اعمالش می افزود، بطوریکه در هر کجا یکی از بنی هاشم را می دیدند فوری سر می بریدند. بی بی نفیسه به اتفاق برادران و خواهران احمد بن موسی (شاه چراغ) فضل و حسین و حیدر و خواهران حکیمه و زبیده و خدیجه عده ی زیادی از نوادگان امام موسی کاظم(ع) از طریق خوزستان وارد استان فارس شده و در آنجا جنگ برپا می شود و عده ای به شهادت می رسند و بقیه در کوهها و دشت بهبهان و اطراف پراکنده می شوند و در آنجا عده ای بشهادت رسیده و بقیه به کوهها پناه می برند. حضرت بی بی حکیمه(س) در این شرایط سخت و دشوار متوجه می شوند که عده ای از جوانها کشته شده اند دستور داده میشود زنها به کوه ها و بیابانها پناه ببرند زنها هم از وحشت و ترس از اینکه دشمن به آنها حمله نماید به کوهها و بیابانها پناه می برند، تشنه و گرسنه از ترس و وحشت به خود می لرزند طبق روایات بی بی مکرمه بر اثر ترس از دشمن به کوه ها و بیابانها حرکت می نماید و دشمن هم در تعقیب آنها بوده، بی بی همچنان در بیابانهای بی آب و علف سرگردان بوده و دشمن از هر سو در جستجوی آنها بوده تا آنان را به قتل برسانند. بی بی سرگردان و متوحش و تنها از بیکسی خود ناله و زاری می کرد. بی بی نفیسه در بیابان ها و تپه ها راه خود را ادامه می داد که ناگهان دشمنان به بی بی نفیسه رسیدند و او را محاصره کردند. دختری جوان آن هم دختر امام در این حال دست بسوی آسمان برد و دعا کرد و در حالیکه به خود می لرزید می فرمود: یا ارحم الراحمین بحق ابائی العیامین، خلصنی من البلا» العظیم. در این هنگام به امر الهی کوه نعره کشید دو تکه شد و شکاف برداشت و بی بی وارد غار شد و شکاف در پشت سرش بهم آمد. در اینموقع دشمنان که به محل رسیدند ملاحظه کردند که آن حضرت ناپدید شده و پس از جستجو متوجه گردیدند که بی بی بداخل غار رفته و هیچ راهی ندارد جز یک روزنه که در آن، نور می درخشد خسته و ناراحت و عصبانی از اینکه تا اینجا او را تعقیب کرده اند از دستشان رفته، چه باید بکنند، پس از مشورت تصمیم گرفتند که آنجا را به آتش بکشند. اول آنجا را علامت گذاشتند بعد بیل و کلنگ آوردند تا آنجا را بشکافند. چهل شبانه روز آنجا را کندند ولی نتیجه نگرفتند ناچار آتش افروختند و آنجا را به آتش کشیدند و حالت بی بی شد حالت حضرت زینب دختر امیرالمومنین(ع) در عصر عاشورا که خیمه ها را آتش زدند. دشمنان وقتیکه آنجا را آتش زدند هلهله و شادی می کردند به این تصور که یا او را می سوزانند و یا مجبور به خروج می کنند و دستگیر می نمایند ولی مایوس شدند و سرافکنده و شرمسار آنجا را ترک نمودند و حال بی بی مثل حضرت زینب(س) در روز عاشورا شد. اما بی بی مکرمه در تنهائی خود نشسته بر غریبی و بیکسی خویش گریه میکرد و خداوند این چنین او را از دست دشمن نجات داد و در آنجا چشمه آب گوارائی مانند آب زمزم جاری نمود که تاکنون از پشت حرم جاری است و در حال حاضر هم اهالی ده ها از آن استفاده می کنند آن بانوی مکرمه تنها در میان کوه باقی ماند و هیچکس به او دسترسی نداشت و مرتبا بدرگاه خداوند راز و نیاز می کرد. ندا می داد کجایند اهل بیت من، کجایند عشیره من، کجایند برادران من، چه می دانند که من اینک تنها و بیکس در میان کوه نشسته ام. آن بانوی بزرگوار تنها در میان کوه باقی مانده بود و کسی به او دسترسی نداشت تا اینکه مدتی نه چندان دور حکومت بنی عباس سرنگون گردید و این ماجرا بر زبانها افتاد که یکی از نوادگان پیامبر اکرم(ص) داخل کوه شد و از کرم و معجزات الهی از کوه خارج نشده. مردم با شنیدن این خبر دسته دسته به آن کوه می آمدند و آن را تبرک می کردند. در این میان فرد مومنی که در بندر دیلم اقامت داشت و صاحب اولاد نمی شد روزی به همسرش گفت بیا ما هم کنار آن کوه برویم و از خدا بخواهیم به برکت دختر رسول الله بر ما منت نهد و ما را صاحب اولاد گرداند. از خدا می خواهیم به حق و کرامتی که این  بی بی نزد او دارد مراد ما را حاصل کند و ما را ناامید برنگرداند. همسرش گفت با کمال میل می پذیرم. پس بهمراه شوهرش به آن کوه که محل اختفای بی بی بود رفتند. آن زن کنار روزنه که نور از آن به بیرون می تابید ایستاد و به بی بی توسل جست و مقام و مرتبه رفیعی که آن حضرت نزد خداوند داشت سبب گردید که پروردگار کریم فرزندی به آن خانواده عطا فرماید که موجب روشنی دیدگانشان شود. چندی از مراجعت آن زن به دیار خود نگذشت که باردار شده آنگاه که مدت معین را گذراند پسری بدنیا آورد که مانند به ستاره ای درخشان بود. روزی آن مرد به همسرش گفت اینک که به مراد خود رسیده ایم شایسته است نذر خویش را نسبت به دختر امام موسی بن جعفر(ع)  ادا کنیم که این بر ما واجب است. زن گفت: آن چه صلاح می دانی عمل کن. تعدادی گوسفند با خود برگرفتند و همراه عشیره خویش رهسپار آن کوه گشته تا نذرشان را ادا نمایند. وقتیکه به آنجا رسیدند از بابت نعمتی که خداوند به برکت دختر امام موسی کاظم(ع) نصیب آنها گردانیده بود به سرور و شادمانی گرد هم نشستند. روز سوم ناگهان متوجه شدند صاحب نذر یعنی آن پسر در میان آنها نیست و معلوم نیست به کجا رفته است. این ماجرا بر پدر و مادر او گران آمد بنای گریه و زاری نهادند و بر سر و صورت خود می زدند شادی آنها مبدل به ماتم شد. پدر از همه خواست تا به جستجوی او برخیزند و  در میان کوه و دره در پی او گشتند. اما چیزی عایدشان نشد بی آنکه خبری از او بدست آورند بازگشتند و همه ناامید و غمگین بار مراجعت بستند تا به دیار خویش بازگردند. هنگام اذان مغرب بود که یک مرتبه دیدند آن پسر از پشت سر آنها شتابان می آید و صدا می زند: مادر پدر بایستید بایستید. با دیدن این صحنه همه شادمان و خوشحال بطرف او شتافتند، پدر و مادر فرزند خویش را در آغوش فشرده و غرق بوسه نمودند و از او پرسیدند کجا رفته بودی و چه کردی، گفت گوش کنید تا به شما بگویم.من سر به دره ها و کوه ها نهادم همینطور که اطرافم را نظاره  می کردم و می رفتم دیدم درنده ای وحشی از میان کوه پدیدار شد و راه را بر من بست و قصد حمله به من را داشت من نیز برای نجات به این سو و آن سو میدویدم و فریاد می کشیدم، آن حیوان درنده در پی من دهان باز کرده بود تا به من حمله ور شود که یکمرتبه متوج شدم زنی چون حوریه بهشتی از روزنه کوه بدر آمد، مرا در برگرفت و با خود بدرون کوه برد، درون کوه نزد او درختان و جویبارها و میوه های فراوان و شاخسارهای آویزان یافتم. او در کمال ناز و نعمت بسر می برد اما بر چهره او آثار افسردگی و اندوه هویدا بود. او تاکنون که نزد شما می آیم از من نگهداری می کرد و چون فهمید که شما بار سفر بسته اید تا برگردید مرا نزد شما فرستاد و این کیسه درون خورجین را بمن داد، آنها کیسه را گشودند و دیدند درون آن انواع جواهرات و طلا و نقره است و در پای آن پسر بچه نیز خلخالی و بر گردنش طوقی از یاقوت سرخ بسته بود و همچنین بر او جامه ای نیکو پوشانده بود و شمشیری نقره فام در دست داشت. والدین آن پسر وقتی این همه هدیه را دیدند بسیار مسرور و شادمان شدند و او را موجب خیر و برکت خود دانستند و از این بابت خدا را سپاس گفتند.



نویسنده : رامین چرومی - ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت



نویسنده : رامین چرومی - ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٩   |    نظرات []   |    لینک ثابت



نویسنده : رامین چرومی - ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٩   |    نظرات []   |    لینک ثابت

به گزارش خبرگزاری شبستان از یاسوج، مهندس منوچهر حبیبی، روزگذشته(26 مهر) در جلسه هماهنگی جشنواره رضوی شهرستان گچساران گفت: ائمه واسطه فیض هستند، چه در دنیا و چه در آخرت

وی افزود: ائمه در دنیا منبع نعمت، برکت، حجت و وصل هستند و در آخرت قطعاً اگر اینها شفاعت نکنند ما دچار مشکل خواهیم شد، لذا در بعد فرهنگی بزرگترین کار فرهنگی در پرتو عنایات این بزرگواران انجام می شود.
فرماندار گچساران در ادامه خاطرنشان کرد: نمونه عینی و ملموس آن این است که ما هر وقت دچار مشکل می شویم یا به تعبیری کم می آوریم به یاد حضرت بودن آنها می افتیم.

حبیبی، حضرت بی بی حکیمه (س) را آیینه تمام نمای عالی ترین جلوه های اخلاق و کرامات دانست و اظهار داشت: مرقد بی بی حکیمه نماد راستینی از دفاع از ارزش ها و پاسداری از حریم مقدس ولایت است.

به نقل از روابط عمومی فرمانداری گچساران، وی حضرت بی بی حکیمه(س) را سند دینی این شهرستان عنوان کرد و گفت: کرامات این بانوی بزرگوار به حدی است که هرساله تعداد زیادی از سراسر ایران و به ویژه از نقاط مختلف جنوب کشورهای حاشیه خلیج فارس برای زیارت مرقد مبارک امامزاده بی بی حکیمه (س) به این شهرستان سفر می کنند. 

در پایان شرح وظایف هر یک از دستگاه ها جهت هرچه باشکوه تر برگزارشدن جشن های دهه کرامت و جشنواره کرامات و فضایل بی بی حکیمه (س) مشخص و ابلاغ شد.

گفتنی است، مراسم تجلیل از برگزیدگان جشنواره عکس رضوی و دومین جشنواره "فضایل و کرامات بی بی حکیمه (س)"، چهارم آبانماه جاری با حضور برخی از مسئولان کشوری و جمعی از مردم و مدیران استان کهگیلویه و بویراحمد در جوار مرقد مطهر این بانوی بزرگوار در گچساران برگزار می شود.


نویسنده : رامین چرومی - ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

تقدیم به حضرت بی بی حکیمه (س)



ای فـــخر زنان بی بی حکـیمه (س)                          ای بر تــو فرشتـــــگان نــــــدیمه

ای کـــوه پـــنــــاه و دشــــــت مـاوا                           ای عــرش برین آسمــان جــــــا

ای قــــــاف بـلـــند علـــم و حکـمت                           ای کوه وقــــار و زهـــد و عـــفت

ای نــــام تـــو زیــــنـت محـــافــــــل                           ای ذات تــو مـــــرکز فضـــــــائــل

سـر مـنشـــــا جـــودی و سخــایی                           سر چشمه و مـنــبع ضیـایـــــی

نـور مـــــه و مهـــــر صبح و شامی                            هم دختر و خـواهــر امـامـــــــی

تو دخـــــتر پــــاک کــوه غــیـبـــــی                           جا مـانده ز چــــــادر شعــیبــــی

هــــر چند به نظــر گـــل غــریبــــی                          جا مـانده راح و عـــــطر سیبــــی

هم ثـانــــی زیـنبـــی بـه حـکـــمـت                          هم تالی مریمــــی به عـصـــمــت

این بقعــــه توست یا بهــشت ست                         کین گونه به آب دل سرشت ست

این صــحن وســــراست یاکه سینا                          در طوف به شـــوق پیـــر و بــــــرنا

کاخ تو به کـــوه رسته چون کـــــاج                          دستمال سیــــادتت به ســــر تاج

مــــــردم به طـــواف فــوج در فــوج                          در بارگه تــو همچــــــنان مـــــــــوج

هـــــر هـول و غمــی و نـاروایـــــی                         دارند ، و ســـر کنند نـــوایــــــــــــی

هـــــــر کـــس به نظر زابـــــر انبوه                          باریـــــده به ســـــر بــلا و انــــــدوه

یـــــک غــــافله در ره منـــاجــــات                          پـــــرواز گــــــرفته تا سمــــــــــاوات

یک غـــافله لالـــــه زار داغ انــــــد                          یـــک غـــــافله در هـــــــوای باغ اند

یک عده که بغــض می فــــشارند                         آئــــینه به سیـــــــنــه مــــی گذارند

این صحن و سرای آسمانی است                         این بقعه نماد کهـــکشانــــی اسـت

ایــــنجا همه انـــس و آشـــنایــی                         اینجا همــــــه نـــــــور و روشنایـــــی

اینجا همه نـذهت اســـت و رویـــا                         جـــــــــــــولان فرشتــــــگان بـــــــالا

من هم چـــو تــــرانه ســاز کـردم                          اینجـا دو رکـعــــــت نمــــــــــاز کردم

چــشم من خســته تا بجـــوشید                         چون شیشه وانعــــکاس خــــورشـید

دل رازدو دیــــده پــاک شـــستم                         از سایـــه به روشنـــــــی نشـــــستم

ای راه امــیــــــد بـســـــته مـــن                         رحمـــــــی به دل شکـــــــسته مــــن

اینک سر ما و خــــاک کـــــوهت                          پـــــــــروانه مــا و شمـــــــع رویــــــت

ای سایه رحمــت خدایـــــــــــی                         از تــــــــوست مـــرا سخن سرایـــــــی

 

شعر از : سر کار خانم کوکب حاتمی (  شورای اسلامی شهرستان گچساران )


ادامه مطلب

نویسنده : رامین چرومی - ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

این امامزاده پر آوازه و صاحب جلال نه تنها در گچساران و شهرستان های اطراف ، بلکه در ایران و حوزه های شیعه نشین خلیج فارس از جمله کویت ،بحرین ، امارات ،قطر و کشورهایی نظیر لبنان ،عراق ،عربستان ،سوریه و ... از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و هر ساله تعداد زیادی از مشتاقان ،ارادتمندان و شفاخواهان ،مهمان این بانوی بهشتی می شوند تا ساعاتی چند در این فضای روحانی به سر برند و از برکات وجود آن گوهر گرانمایه بهره مند گردند.

 

 


ادامه مطلب

نویسنده : رامین چرومی - ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

در سرگذشت حضرت بی بی حکیمه (ع) دختر باب الحوائج امام موسی کاظم (ع) می فرماید در بعضی اخبار و روایات آمده که در زمان حکومت بنی العباس شدت عداوت و کینه بنی عباس علیه اهل بیت پیامبر (ص) اوج گرفت و شروع کردند به حمله و هجوم به خانه های بنی هاشم همه از مدینه فرار کردند و روی به سوی ایران آوردند. شدت ظلم بنی عباتس به حدی بود که جوانهای ان ها را در هر کجا می دیدند به قتل می رساندند تا زمان ولایتعهدی حضرت امام رضا (ع) که بنی هاشم برای آزادی خود به طرف ایران امدند پس از اینکه طبق تاریخ حضرت رضا (ع) را با حیله به شهادت رسانیدند تمامی اهل بیت پیامبر که به ایران امده بودند خود را گرفتار دیدند و از ترس دشمن پراکنده شدند و دشمن در تعقیب آنها روزبه روز بر شدت اعمالش می افزود به طوری که در هر کجا یکی از بنی هاشم را می دیدند فوری سر میس بریدند.

آنقدر کار بر بنی هاشم سخت شد که اکثرانهااز ترس به کوه ها و بیابانها فرار می کردند و حتی می ترسیدند نام خود را بگویند حکومت دستور داده بود که در شهرها و دهات و جاده ها و بیابانها آنها را تعقیب نمایند و حتی آمده که آنها را زنده به گور می کردند یا می سوزاندند. چون بنی هاشم ذریه فاطمه زهراء(ع) آنقدر در مردم نفوذ کلام داشتند که حدی نداشت و دشمن که از این لحاظ خیلی وحشت داشت جز از بین بردن انها راهی نمی دید . مطلب را خلاصه کرده به شرح حال بی بی (ع) می پردازیم.

در این جزوه آمده بی بی نفیسه دختر باب الحوائج امام موسی کاظم (ع) به اتفاق برادران و خواهران احمد بن موسی (شاه چراغ) فضل و حسین و حیدر و خواهران :حکیمه و زبیده و خدیجه و عده ای زیاد از نوادگان از طریق خوزستان وارد استان فارس شده ودر انجا جنگ بر پا می شود و عده ای به شهادت می رسند و بقیه در کوشک دشت (بهبهان) و اطراف پراکنده می شوند ودر آنجا عده ای به شهادت رسیده و بقیه به کوه ها پناه می برند . حضرت بی بی حکیمه در این شرایط سخت و دشوار متوجه می شوند که عده ای از جوانها کشته شده اند دستور داده می شود زن ها به کوه ها و بیابانها ببرند و زن ها هم از وحشت و ترس از اینکه دشمن به خانه ه شان حمله نماید به کوه ها و بیابانها پناه می برند تشنه و گرسنه از ترس و وحشت دشمن به خود می لرزیدند . طبق روایات بی بی مکرمه بر اثر ترس از دشمن از طریق دیلم به کوه ها و بیابانهای این سمت حرکت می نماید و دشمن هم در تعقیب آنها بوده بی بی همچنان در بیابانهای بی آب و علف سرگردان بوده و دشمن از هر سو در جستجوی آنها بوده تا انان را به قتل برسانند . بی بی مکرمه سرگردان و متوحش و تنها از بیکسی خود ناله و زاری می کرد . راوی می گوید بی بی نفیسه در بیابانها و تپه ها بیکس به راه خود ادامه میداد که ناگهان دشمنان به بی بی رسیدند و او را محاصره کردند. دختری جوان آنهم دختر امام چه کند در این حال دست به سوی آسمان برد و دعا کرد و در حالی که به خود می لرزید می فرمود : اغثنی یا غیاث المستغیسین یا جار المستجیرین یا امان الخائفین یا ملجاءالهاربین ارحمنی بر حمتک یا ارحم الراحمین بحق آبائی المیامین خلصنی من البلاء العظیم. صاحب حدیث می گوید در این هنگام به امر الهی کوه نعره کشید دو تکه شد و شکاف برداشت و بی بی وارد غار شد و شکاف در پشت سرش به هم آمد . در این موقع دشمنان که به محل رسیدند ملاحظه کردند که آن حضرت ناپدید شده وپس از جستجو متوجه گردیدند که بی بی به داخل غار رفته و هیچ راهی نداردذ جز یک روزنه که در ان نور می درخشد خسته وناراحت و عصبانی از اینکه تا اینجا او را تعقیب کرده اند و از دستشان رفته چه باید بکنند پس از مشورت تصمیم گرفتند که آنجا را به آتش بکشند. اول انجا را علامت گذاشتند بعد بیل و کلنگ آوردند تا انجا را بشکافند . چهل شبانه روز آنجا را کندند ولی نتیجه نگرفتند ناچار آتش افروختند و آنجا را به آتش کشیدند و حالت بی بی شد حالت حضرت زینب در عصر عاشورا که خیمه ها را آتش زدند . دشمنان وقتی که انجا را اتش زدند هلهله و شادی می کردند به این تصور که یا او را می سوزانند و یا مجبور به خروج می کنند و دستگیر می نمایند ولی مایوس شدند و سرافکنده و شرمسار انجا را ترک نمودند هذا بنت الامام موسی بن جعفر (ع) فما اشبه هذا الیوم بیوم عاشورا بارض الطف و ما اشبه هده العلویه بزینب بنت امیرالمومنین . و حال بی بی مثل حال حضرت زینب در روز عاشورا شد. اما بی بی مکرمه در تنهائی خود نشسته بر غریبی و بیکسی خویش گریه می کرد و خداوند او را اینچنین از دست دشمن نجات داد و در آنجا چشمه اب گوارائی مانند آب زمزم جاری نمود که تاکنون از پشت حرم جاری است و در حال حاضر هم اهالی ده خلیفه ها از آن استفاده می کنند . راوی می گوید ان بانوی مکرمه تنها در میان کوه باقی ماند و هیچکس به او دسترسی نداشت و مرتباگ به درگاه خداوند راز و نیاز می کرد . ندا می داد کجایند اهل بیت من کجایند عشیره من کجایند برادران من چه می دانند که من اینک تنها و بیکس در میان کوه نشسته ام. راوی می گوید ان بانوی بزرگوار تنها در میان کوه باقی مانده بود و کسی به او دسترسی نداشت تا اینکه مدتی نچندان دور حکومت بنی عباس سرنگون گردید و این ماجرا بر زبانها افتاد که یکی از نوادگان پیامبر اکرم (ص) داخل کوه شده و از کرم و معجزات الهی از کوه خارج نشده . مردم با شنیدن این خبر دسته دسته به آن کوه می آمدند و از آن تبرک می جستند . در این میان فرد مومنی که در بندر دیلم اقامت داشت و صاحب اولاد نمی شد روزی به همسرش گفت بیا ما هم کنار آن کوه برویم و از خدا بخواهیم به برکت دختر رسول الله بر ما منت نهد و ما را صاحب اولاد گرداند باشد که نسل ما منقطع نگردد . چون این بانوی مکرمه از قدر و مرتبه بالائی در نزد خداوند برخوردار است و به همین خاطر نیز کوه برایش شکافته شد و نور از آن می درخشد پس بی تردید این با نو نزد خداوند عزیز و ارجمند است . از خدا می خواهیم به حق مقامی که این بی بی نزد او دارد مراد ما را حاصل کند وما را ناامید برنگرداند. همسرش گفت با کمال میل می پذیرم. پس همراه شوهرشس به آن کوه که محل اختفای بی بی بود رفتند . آن زن کنار روزنه که نور از آن به بیرون می تابید ایستاد و به بی بی توسل جست ومقام و مرتبه رفیعی که آن حضرت نزد خداوند داشت سبب گردید که پروردگار کریم فرزندی به آن خانواده عطا فرماید که موجب روشنی دیدگانشان شود. چندی از مراجعت آن زن به دیار خود نگذشت که باردار شد و آنگاله که مدت معین حمل را گذراند پسری به دنیا آورد که به ستاره ای درخشان مانند بود . این فرزند در کنف توجه والدینش می زیست تا روزی آن مرد به همسرش گفت اینک که به مراد خود رسیده ایم شایسته است که نذر خویش را نسبت به دختر امام موسی بن جعفر (ع)اداء کنیم که این بر ما واجب است . زن گفت هر آنچه صلاح می دانی عمل کن . تعدادی گوسفندبا خود برگرفتند و همراه قوم و عشیره خویش رهسپار آن کوه گشتند تا نذرشان را ادائ نمایند وقتی که به آنجا رسیدند از بابت نعمتی که خداوند به برکت دختر امام موسی کاظم(ع)نصیب آنها گردانیده بود به سرور و شادمانی گرد هم نشستند . روز سوم ناگهان متوجه شدند صاحب نذر یعنی آن پسر در میان آنها نیست و معلوم نیست به کجا رفته است. این ماجرا بر پدر و مادر او گران آمد بنای گریه و زلری نهادند و بر سر و صورت خود میزدند شادی آنها مبدل به ماتم شد . پدر از همه خواست تا به جستجوی او برخیزند و آنها به جستجو پرداختند و تا می توانستند در میان کوه و دره در پی او گشتند اما چیزی عایدشان نشد و نومیدانه بی انکه خبری از او به دست آورند بازگشتند و همه ناامید بار مراجعت بر بستند تا به دیار خویش باز گردند . هنگام اذان مغرب بود که دیدنمد آن پسر از پشت سر آنها شتابان می آید و صدا می زطند : مادر پدر بایستید بایستید. با دیدن این صحنه همه شادمان وخوشحال به طرف او شتافتند پدر و مادر فرزند خویش را در آغوش فشرده و غرق در بوسه نمودند و از اوپرسیدند کجا رفته بودی و چه کردی؟ گفت گوش کنید تا به شما بگویم من سر بدره ها و کوه ها نهادم همین طور که اطرافم را نظاره می کردم و می رفتم دیدم درنده ای وحشی از میان کوه پدیدار شد و راه را بر من بست و قصد حمله به من داشتن من نیز برای نجات از او به این سو و ان سو می دویدم و فریاد می کشیدم آن حیوان درنده در پی من دهان باز کرده بود تا به من حمله ور شود که یکمرتبه متوجه شدم زنی چون حوریه بهشتی از روزنه کوه به در آمد مرا در برگرفت و با خود به درون کوه برد درون کوه نزد او درختان و جویبارها و میوه های فراوان و شاخسارهای آویزان یافتم . او در کمال ناز و نعمت به سر می برد اما بر چهره او آثار افسردگی و اندوه هویدا بود . او تا کنون که نزد شما می آیم از من نگهداری می کرد و چون فهمید که شمابارسفر بسته اید تا برگردید مرا نزد شما فرستاد و این کیسه درون خورجین را به من داد آنها کیسه را گشودند و دیدند درون ان انواع جواهرات طلاو نقره است و در پای آن پسر بچه نیز خلخالی و بر گردنش طوقی از یاقوت سرخ بسته بود و همچنین بر اوجامه ای نیکو پوشانده بود و شمشیری نقره فام در دست داشت . والدین آن پسر وقتی آن همه هدیه را دیدند بسیار مسرور و شادمان شدند و او را موجب خیر و برکت خود دانستند و از این بابت خدا را سپاس گفتند. این ماجرا و این کرامات بیب بی ورد زبانها گشت شیعیان از آن روز به بعد به هر رنج و سختی دچار می شوند به این بی بی مکرمه متوسل می گردند و بی بی نیز دعای انان را به اذن خداوند اجابت می نماید و هیچکس را دست خالی باز نمی گرداند وحاجت هر که را به او متوسل شود برآورده می کند چرا که او مقام و مرتبه ارجمندی نزد خداوند دارد مردم از هر شهر و دیار دور و نزدیک رهسپار مرقد او می شوند و از خداوند برکات این بی بی را طلب می کنند و بی بی معظمه خواسته ایشان را اجابت می نماید. آری این بی بی حکیمه خاتون دخت گرامی باب الحوائج امام موسی بن جعفر (ع) است که شرح حال او از شیعیان مدینه منوره و مکه معظمه که به زیارتش آمده بودند به زبان عربی به دست ما رسید و اینجانب آن را به دانشگاه عربی قم فرستادم و پس از ترجمه به محضر زوار محترم تقدیم گردید . انشاء الله زیارت همه شمامقبول ذات احدیت قرارگیرد.

منبع:شجره طوبی اثر حاج غلامرضا خادمی



نویسنده : رامین چرومی - ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

یاسوج - مدیر کل فرهنگ و ارشاد کهگیلویه و بویراحمد گفت : جشنواره رضوی چهارم آبانماه سال جاری در حرم بانو بی بی حکیمه در شهرستان گچساران با شرکت هنرمندان سراسر کشور برگزار خواهد شد .
http://www.irna.ir/NewsMedia/Photo/Smal_Pic/2009/10/20/img633916412775156250.jpg

ادامه مطلب

نویسنده : رامین چرومی - ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

 

زیارتنامه حضرت بی بی حکیمه (س)

هنگامی که به کنار قبر  آن حضرت آمدی ،  در نزد بالای سر آنحضرت رو به قبله بایست و بگو:

الله اکبر          34 مرتبه

سُبحان الله      33 مرتبه           

الحمد الله        33 مرتبه

آنکاه بگو:

اَلسَّلامُ  عَلی آدَمَ صَفوَه اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلی نوُحٍ نَبِیِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ  عَلی اِبراهیمَ  خَلیلِ  اللهِ ، اَلسَّلامُ  عَلی موسی  کلیم الله ،  اَلسَّلامُ عَلی  عیسی روُحِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا رَسوُلَ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خَیرَ خَلقِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا صَفِیَّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مُحَمَّدَ بنَ عَبدِاللهِ  خاتَمَ النَّبِیّینَ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَمیرَ المُومِنینَ عَلِیَّ بنَ  اَبی طالِبٍ  وَصِیَّ رَسوُلِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا فاطِمَهُ سَیِّدَهَ نِساءِ  العالَمینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُما یا سِبطَی  نَبِیِّ الرَّحمَهِ وَ سَیِّدَی شَبابِ أَهلِ الجَنَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ سَیِّدَ العا بِدینَ  وَ قُرَّهَ عَینِ النّاظِرینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مُحَمَّدَ بنَ عَلِیٍّ ، باقِرَ العِلمِ بَعدَ النَّبِیِّ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یاجَعفَرَ بنَ مُحَمَّدَ الصّادِقَ  البارَّ الأَمینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا موُسَی بنَ جَعفَرِ الطّاهِرَ الطُّهرَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عَلِیَّ بنَ موسی الرضا المرتضی ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مُحَمَّدَ بنَ عَلِیِّ التَّقِیَّ  ، اَلسَّلام عَلَیکَ یا عَلِیَّ بنَ مُحَمَّدَ النَّقِیَّ النّاصِحَ الأَمینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حَسَنَ بنَ عَلِیٍّ ، اَلسَّلامُ عَلَی الوَصِیِّ مِن بَعدِهِ، اَللّهُمَّ  صَلِّ عَلی نُورِکَ وَ سِراجِکَ ، وَ وَلِیِّ  وَلیِّکَ ، وَ وَصِیِّ وَصِیِّکَ وَ حُجَّتِکَ عَلی خَلقِکَ.

اَلسَّلامُ عَلیکِ یا بِنتَ رَسوُلِ الله ، اَلسَّلامُ عَلیکِ یا بِنتَ فاطِمَهَ وَ خَدیجَهَ ، اَلسَّلام عَلیکِ یا بِنتَ امیر المومنین ، اَلسَّلام عَلیکِ یا بِنتَ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ ، اَلسَّلام عَلیکِ یا بِنتَ وَلِیِّ اللهِ ، اَلسَّلام عَلیکِ یااُختَ وَلِیِّ اللهِ ، اَلسَّلام عَلیکِ یاعَمَّهَ وَلِیِّ اللهِ ، اَلسَّلام عَلیکِ یا بِنتَ موُسَی بنِ جَعفَرٍ ، وَ رَحمَهُ اللهِ  وَ بَرَکاتُهُ.

اَلسَّلامُ عَلیکِ ، عَرَّفَ اللهُ بَینَنا وَ بَینَکُم  فِی الجَنَّهِ ، وَ حَشَرَنا  فی زُمرَتِکم ، وَ أَورَدَنا  حَوضَ نَبِیِّکُم  ، وَ سَقانا  بِکَاسِ جَدِّکُم  مِن یَدِ  عَلِیِّ بنَ اَبی طالِبٍ ، صَلَواتُ اللهِ  عَلَیکُم ، أُسئَلُ اللهِ  اَن یُرِیَنا فیکُمُ  السُّروُرَ  وَ الفَرَجَ  ، وَ أَن یَجمَعَنا  وَ إِیاکُم  فی زُمرَهِ جَدِّکُم  مُحَمَّدَ ، صَلَّی اللهُ عَلَیهِ  وَ آلِهِ ، وَ أن  لا یَسلُبَنا  مَعرِفَتَکُم  ، إِنَّهُ  وَلِیٌّ   قَدیرٌ .

اَتَقَرَّبُ الَی اللهِ بِحُبِّکُم  وَ البَراءَهِ مِن اعدائِکُم ، وَ التَّسلیمِ الَی اللهِ ، راضِیاً بِهِ غَیرَ مُنکِرٍ وَ لا مُستَکبِرٍ  وَ عَلی یَقینِ ما اتی بِهِ مُحَمَّدُ وَ بِِهِ راضٍ ، نَطلُبُ بِذالِکَ وَجهَکَ یا سَیِّدی ، اَللّهُمَّ وَ رِضاکَ وَ الدّارَ الآخِرَهَ . یا حَکیمه اشفَعی لی فِی الجَنَّهِ ، فَاِنَّ لَکِ عِندَاللهِ شَاناً مِنَ الشَّانِ.

اَللّهُمَّ  انّی اسئَلُکَ ان تَختِمَ  لی بِالسَّعادَهِ ، فَلا تَسلُب مِنّی ما اَنَا فیهِ ،  وَ لا حَولِ وَ لا قُوَّه الّّّا بِاللهِ  العَلِیِّ العَظیمِ.

اَللّهمَّ استَجِب  لَنا ، وَ تَـقَـبَّله بِکَرَمِکَ  وَ عِزَّتِکَ ، وَ بِرَحمَتِکَ  وَ عا فِیَتِکَ  ،  وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجمَعینَ ، وَ سَلَّمَ  تَسلیماً یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ.

 



نویسنده : رامین چرومی - ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam